حوزه هنری خوزستان
← همه آثار

شعر غزل شلیک

فردین کوراوند · شاعر، شعر

مشخصات متن شعر

متن شعر
[غزل شلیک] شلیک کن! این طالعِ خونینِ عاشق بود همواره سهمِ سینه‌ی عاشق، شقایق بود شلیک کن! از قرن‌های‌ قرن در این خاک سهمِ زنان زندان‌وُ، سهمِ مردها دِق بود از سِیلِ بنیان‌کن بپرس و، خِیلِ موجی‌ها پایان آن شب‌ها کدامین صبحِ صادق بود؟ هر دسته‌ی چاقو، زمانی سروی آزاد و هر تخته‌پاره روزگاری دور قایق بود این گرگ‌های گلّه‌دار این رمّه‌های رام مصداقِ ننگینِ «خلایق هر چه لایق» بود ای حصر! ای قصرِ تب و توفان! -شبت روشن- هر بار ایوانت، به رنگی، گرمِ هِق‌هِق بود یک‌ فصل سُرخ از هُرمِ خونِ «شیر علی‌ مردان» یک‌ فصل سبزِسبز چون میرِ حقایق بود یک‌ سو جدالِ تیغ‌ و رگ در فینِ کاشان و یک‌ سو غروبِ سرد و تاریکِ «مصدّق» بود شلیک کن! –ای دستِ پنهان در سیاهی‌ها!- این ما وُ، این قلبی که روزی سخت عاشق بود.