
«هاگانا»؛ روایتی برای فهم ریشههای یک مناقشه
نمایش «هاگانا» به سراغ یکی از ریشههای تاریخی شکلگیری صهیونیسم رفته است؛ روایتی که با عبور از یک واقعه تاریخی، نسبت میان گذشته و مناقشهای را پیش روی مخاطب قرار میدهد که هنوز در متن سیاست و تحولات امروز ادامه دارد.
یادداشت-تاریخ برای هنر، ماده خامی بیخطر نیست؛ هر بار که هنرمند دست روی یک واقعه تاریخی میگذارد، ناگزیر وارد قلمرویی میشود که در آن حافظه، سیاست، هویت و روایت با یکدیگر گره خوردهاند.
تئاتر تاریخی اگر به بازسازی بیروح گذشته تقلیل پیدا کند، صحنه را به موزه تبدیل کرده است و اگر تاریخ را به ابزاری برای تکرار گزارههای آماده بدل کند، ظرفیت دراماتیک خود را از دست میدهد. دشواری اصلی آنجاست که اثر بتواند میان «آنچه رخ داده» و «آنچه هنوز ادامه دارد» نسبتی زنده برقرار کند.
«هاگانا» درست در همین نقطه قابل خواندن است. نام نمایش، نام یک تشکیلات نیست که بتوان آن را در حاشیه یک روایت تاریخی نشاند و از کنارش گذشت.
هاگانا بخشی از تاریخ شکلگیری سازمانیافته صهیونیسم است؛ جریانی که در مسیر تثبیت خود، سازمان نظامی، شبکه اطلاعاتی، خشونت سیاسی و پروژه تصرف سرزمین را در یک منظومه به هم پیوند زد. وقتی چنین سوژهای وارد تئاتر میشود، مسئله دیگر بازگویی چند واقعه تاریخی نیست؛ مسئله، آشکار کردن سازوکار شکلگیری یک پدیده تاریخی و نشان دادن ریشههایی است که اثرشان هنوز در جغرافیای سیاسی منطقه دیده میشود.
تئاتر در مواجهه با تاریخ یک امتیاز بزرگ دارد: میتواند فاصله میان مخاطب و واقعه را از میان بردارد. سند تاریخی به ما میگوید چه اتفاقی افتاده است؛ صحنه میتواند ما را در موقعیت مواجهه با آن اتفاق قرار دهد؛ همین تفاوت دلیل اهمیت تئاتر تاریخمحور است. تاریخ وقتی از کتاب به صحنه منتقل میشود، دیگر مجموعهای از تاریخها و نامها و وقایع نیست؛ به کنش، شخصیت، تنش و موقعیت تبدیل میشود و مخاطب ناچار میشود نسبت خودش را با آنچه دیده و شنیده تعیین کند.
«هاگانا» در زمانهای روی صحنه آمده که مسئله صهیونیسم دیگر موضوعی متعلق به گذشته نیست. جنگ، اشغال، کشتار و بحران فلسطین بار دیگر بسیاری از مفاهیمی را که سالها در متون تاریخی و سیاسی درباره آنها نوشته شده به متن زندگی معاصر آورده است در چنین شرایطی، رجوع به ریشههای تاریخی این جریان، نوعی بازخوانی گذشته برای فهم اکنون است.
هنر در این میدان میتواند کاری را انجام دهد که زبان رسمی و گزارشهای سیاسی همیشه از انجام آن عاجزند: ساختن تصویر و موقعیت برای مفاهیمی که در ذهن مخاطب اغلب به گزارههای انتزاعی فروکاسته شدهاند. اهمیت دیگر «هاگانا» به جایی بازمیگردد که این اثر از آن برخاسته است.
اندیمشک سالهاست یکی از کانونهای جدی تئاتر خوزستان است و حضور یک گروه شهرستانی با چنین سوژهای بر صحنه اهواز، بار دیگر مسئله تمرکز فرهنگی را پیش میکشد.
استعداد هنری در ایران هیچگاه در پایتخت متولد نمیشود؛ آنچه نابرابر توزیع شده، امکان تولید، دسترسی به امکانات و فرصت دیده شدن است.
فاصله میان یک استعداد محلی و یک اثر در تراز ملی، گاه چیزی جز نبود همین فرصت نیست. اینجاست که حمایت حوزه هنری انقلاب اسلامی خوزستان معنای فراتر از پشتیبانی یک اجرای نمایشی پیدا میکند.
وقتی یک نهاد فرهنگی به سراغ هنرمندان بومی میرود و امکان تولید اثری با موضوعی تاریخی و حساس را فراهم میکند، در حقیقت بخشی از سیاست فرهنگی خود را از سطح شعار به میدان تولید منتقل کرده است.
حاصل چنین رویکردی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که روایت مورد نظر از دل یک جغرافیای فرهنگی خارج از مرکز شکل گرفته باشد. «هاگانا» را میتوان نشانهای از یک نیاز جدی در تئاتر امروز دانست؛ نیاز به بازگشت به موضوعاتی که هنوز در زندگی ما حضور دارند و نیاز به هنری که از ترس ورود به مسائل بزرگ، خود را به روایتهای بیخطر محدود نکند.
تاریخ، وقتی به صحنه میآید، قرار نیست گذشته را برای گذشته روایت کند. قرار است چیزی را در اکنون به یاد ما بیاورد. ارزش چنین تجربهای نیز دقیقاً در همین نقطه سنجیده میشود؛ جایی که پرده کنار میرود، چراغها روشن میشوند و آنچه تصور میکردیم متعلق به گذشته است، دوباره در برابر ما ایستاده است.
گالری تصاویر (۱۰)
نظرات
در حال بارگذاری…